محل تبلیغات شما

لطيفة نهاني خسرو خوبان

مهران حبیبی نژاد نویسنده، پژوهشگر و مصحح نسخ خطي است. از اين هنرجوي قديمي آواز و موسيقي، سال گذشته دو كتاب آواي مهر آيين (دربارة استاد زنده ياد پرويز مشكاتيان، انتشارات مرواريد) و خسرو خوبان (دربارة استاد شجريان، نشر شلفین) روانة بازار شد. حبیبی نژاد سالهاست كه به جز موسيقي در عرصة ادبيات نيز به فعاليت مشغول است و در اين حيطه نيز كتاب­هايي را منتشر كرده يا در دست تهيه و انتشار دارد. علي شيرازي آوازخوان، رومه نگار و منتقد موسيقي و سينما با حبيبي نژاد دربارة آخرين كار منتشر شده ­اش خسرو خوبان، گفت و گويي كرده ­است كه مي­خوانيد:

***

از دوران اصلاحات به بعد كه نشر كتاب و حتی مجلات موسیقی تا حدي وسعت پیدا کرده، آثاري دربارة هنرمندان اين رشته به بازار آمده كه در اين ميان شايد حجم و تعداد آثار مربوط به استاد شجريان از همه بيشتر و از قرار، دو كتاب ديگر شما قبل از خسرو خوبان ـ لطيفة نهاني و شور ترانه ـ هم دربارة استاد بوده است. چرا باز هم به سراغ شجریان رفتید؟ شما که علاقه ­مند به آواز هستيد و كمبودها و ضرورت­ها را بهتر مي شناسيد، چرا سراغ تهية كتاب با موضوع خوانندگاني مثل دردشتی، طاهرزاده يا اقبال آذر نرفتید كه كمتر در مورد آن­ها كاري انجام شده است؟

از کودکی، افراد خانواده ما، مثلاً برادرم، به استاد شجریان خیلی علاقه ­مند بودند و هر جا که می رفتیم دوستان همگي علاقه خاصی به استاد شجریان داشتند. گرچه ما اساتید زیادی در آواز داريم، ولي من با صدای استاد شجریان خیلی مأنوس بوده­ ام. از قديم وقتی به صداي ايشان گوش می­دادم احساس آرامش خاصی می­کردم. البته تهيه اين كتاب مقداري هم به خاطر علائق شخصی من بود. اما پيش از خسرو خوبان» اولین کارم در موسيقي لطیفه نهانی» ـ با شباهت هايي به همين كتاب خسرو خوبان ـ بود و بعد بلافاصله شور ترانه» را کار کرده بودم. شور ترانه، مجموعه ـ و در واقع قریب به نود و پنج درصد از ـ تصنیف­های استاد شجریان بود که من امكان دستيابي به آن­ها را داشتم. از روي سی­ دی ­ها و نوارهای مختلف ـ و جاهای مختلف ـ توانسته بودم نوارهای بعضاً خصوصی را تهیه کنم که این تصنیف­ها را مکتوب کردم و با ذکر آهنگساز و یک شناسنامه ­ای از آن­ها به استاد نشان دادم و استاد یک­سری از اشکالات را رفع کردند که در چاپ دوم و سوم این اشکالات هم برطرف شد. گرچه ایشان شاید یک­سری تصنيف­های دیگری خوانده باشند که به هر حال در این کتاب نیامده، یا شايد اين آثار خیلی جدید باشند و ممكن است در كتاب نیامده باشند، ولی همان طور که گفتم سعی کردم اغلب آثار استاد را بياورم. قضیه خسرو خوبان یک چیز ديگری است و با بقية كتاب­هايم فرق مي­كند و آن اين­كه از سال 1383 كه کتاب لطیفه نهانی چاپ شده تا كنون ـ به هر دليلي ـ این کتاب تجدید چاپ نشده و من اصلاً دوست نداشتم چنين شود. در واقع شايد این کتاب را چاپ کردم تا لطیفه نهانی از آن حالت ركود در بیاید.

نسبت خسرو خوبان با لطیفه نهانی چست؟ یعنی چه بخش­هايی­ در هر دو مشترک است و چه بخش­هايی فرق دارد؟ حتماً مقالات جديدي كه در سال­هاي بعد از انتشار لطيفة نهاني در مطبوعات عرضه ­شد، انگيزه­اي مضاعف در شما براي افزودن بخشهاي جديد به كتاب پديد آورد؟

بله، البته بخش اعظم این کار به این دليل بود، یعنی باعث شد به ­رغم این که من لطیفه نهانی را خیلی دوست داشتم و خود استاد شجریان هم این کتاب را دوست دارد. به هر حال بعد از چند سال باید به ­روز می­شد، من یکی ـ دو بار به ناشر پيشنهاد دادم، ولی پی­گیری نکردند و بی توجه از کنارش گذشتند. بعد از سال 1382 اتفاقات خوبی در موسیقی ایران افتاد و شجریان در پي زله بم پس از مدت­ها کنسرت­های مختلفی اجرا و گفت ­و گو های مختلفی با مطبوعات کرد. من لازم دیدم که این اثر به قول شما به ­روز شود و مطالب جدید هم در آن بیاید.

در واقع اگر لطیفه نهانی به تجدید چاپ می­رسید، به طور طبیعی و خود به خود این اتفاق می­ افتاد و كتاب به ­روز می­شد، یعنی دیگر نیازی به تهيه و چاپ خسرو خوبان پیدا نمی­شد و بالطبع شما نيز با همان كتاب به تعدد چاپ و انتشار دلخواه خود مي­رسيديد.

بله، دقیقاً این گونه است. بعد من آمدم آوازها و تصنیف­ها و خیلی از مقالات جدید را به آن اضافه کردم. منتها من از همه بخش­های لطیفه نهانی استفاده نکردم، یک جاهایی را خودم حذف کردم، يك جاهايي را هم بعداً لازم دیدم كه حذف كنم.

با چه انگیزه­، میزان و معیاری؟

آن چیزهایی که من حذف کردم مقالات چندان قوی­ اي به شمار نمي­رفتند، در حد یک تعریف و تمجید و ستایش­نامه بودند. مثلاً در آن سال­ها شجریان یک بیماری جزئی گرفته بود و چند تا رومه ­نگار در مجله مهر که آن موقع حوزه هنری چاپش می­كرد، مطالبی درباره ايشان نوشته بودند. اين مطالب را که در لطیفه نهانی موجود بود حذف کردم. چند مطلبی را هم خودم حذف کردم، مضاف بر اين­كه نمی­خواستم اين اثر همان لطیفه نهانی باشد، می­خواستم یک کتاب دیگر باشد، که خسرو خوبان به ثمر رسید. از همه مهم­تر اين­كه می­خواستم کار در شأن استاد شجریان باشد. حالا ناشر این کار زحمت کشیده و كتاب را به هر حال توی قطعی درآورده، گرچه شاید یک ایرادات جزئی گرفته شده بر این کار، مثلاً از کاغذش و نيز گران بودن بهاي پشت جلدش، ولی خب ما دوست داشتیم کاری فاخر بیرون بیاید که در حد شجریان باشد و خود استاد هم از این کار خوشش بیاید.

اما در همين موقعيت چرا دوباره رفتید سراغ بازنشرِ کارهایی که آماده بود، و گزيدة مطالب مطبوعاتي دربارة استاد را چاپ كرديد؟ ببینید، دو تا مسأله مطرح است، شما چون پژوهشگر هستید جنس کارها را می­شناسید. من شخصاً از شما شناخت دارم. با آقاي مسعود زرگر هم مانند شما دوستم. کار شما و مسعود شبیه هم است، یعنی یک جور گردآوری نیست، بلكه صرفاً جمع ­آوری و كنار هم چيدن و چاپ مطالب ديگران در مورد يك هنرمند است. تفاوت اين دو خیلی زیاد است. خب، شما در مقام كسی که کارش تاریخ، رشته ­اش پژوهش و دل­مشغولی ­اش هم موسیقی است، رفته و به هر حال زحمتي کشیده­اید. اما چرا فقط يك­سري مطلب و مقاله چاپ شده را كنار هم چيديد و به معناي واقعي كار را گردآوری نکردید یا چرا مثلاً موضوع ­شناسی نکردید؟ چرا در مقام یک آدمی با این پتانسيل، نرفتید سراغ بررسي دوره های مختلف زندگی شجریان؟ اتفاقاً کار مسعود مهرابی در کتاب تاریخ سینمای ایران هم مثل شماست. فقط شاید درصد کمی از کتاب نوشته خود مهرابی است. تاریخ سینمای ایران مال سال 1363 است. این کتاب را بیست و پنج ، شش سال است که دوست دارم. بعضی وقت­ها چاپ­های جدیدش را می­روم می­خرم؛ همین طوري! چاپ اولش را از همان 26 سال قبل دارم. این کتاب همان کار شما را کرده، منتها با حدود ربع قرن فاصله از كار شما، با اين تفاوت كه آمده از همه مطبوعات و کتاب­ها و حتی شاید معدود برنامه­ های تلویزیونی یا خاطره ­های موجود، آیین ه­ایی از سینمای ایران به دست خواننده داده و هنوز هم بعد از بیست و پنج، شش سال دارد به چاپ­های بعدی می­رسد؛ با طرح جلدهای جدید و متنوع. اما کسی که بخش­های مختلف كتاب شما را می­خواند با چنين آيينه­ایي از موسيقي و آواز ايراني و دست كم شخص شجريان كه موضوع كتاب شماست كمتر روبه ­رو مي­شود. مثلاً اين­كه به نظر من، شجریان مهم­ترین دهه زندگی­ اش دهه هشتاد بوده که هنوز تمام نشده و بیشترین مسأله را هم شجریان در همين دهه داشته است. مسأله باغ بم را داشته، نشان پیکاسو را گرفته، یعنی برایش هم دهه خوبی بوده و هم دهه­اي پرسنگلاخ. مسأله تقلید از شجریان در همين دهه به اوج خودش رسیده و بازتاب پیدا کرده و به سبب تأكيدهاي مكرر و مستقيم و غيرمستقيم خود استاد بر تداوم تقليد در آواز، انتقادهای زیادی هم متوجه شجریان بوده و هست. خب، در این کتاب، خیلی کمرنگ به اين موضوع برمی­ خوريم. خود من شايد ده تا مقاله راجع به تقليد از شجریان نوشته ­ام كه فقط یکي از آن­ها با حذف بخش­هاي مهمش در كتاب شما آمده است. البته بنده به عنوان یک هنرجوی آواز در هر مقاله­اي كه درباره تقليد نوشته ­ام شأن و جایگاه شجریان را رعایت کرده ­ام. من نيز علاقه ­مند به صدای استاد و دوستدار بسیاری از ویژگی­های او هستم و انتقادهايي هم به بعضی از ویژگی هایش دارم كه خب، به نظرم لطمه می­زند به آواز ما و خود استاد مستقیم و غیرمستقیم باعث اين­ها شده و با جايگاه والايي كه دارد می­تواند حداقل جلوی لطمه­ هاي مستقیم ـ منظورم تشويق و توصيه ديگران به تقليد از جانب استاد است ـ ­را بگیرد. خب، این را خواننده كتاب شما چطوری باید بفهمد؟ شما چرا نیامدید از این مقاله ­ها استفاده­ های پژوهشی بکنید؟ چرا اصلاً چرا این کار را نکردید؟چه نیازی بود كه فقط به سراغ تجديد چاپ مطالب بروید؟ به نظر من مسأله تجليل باید با لطیفه نهانی» پرونده­اش بسته می­شد. الآن کار من و شما این است که بیاییم تحلیل­هاي­مان را کنار هم بگذاریم، چون دهه هشتاد مهم­ترین دهه ­ای است که آواز ایرانی با آن دست و پنجه نرم کرده؛ هم به گوشه عزلت رانده شده و هم دچار بیماری شدیدی شده که خودش دارد خودش را می ­خورد. متأسفانه دیگر عملاً هیچ صدایی متولد نمی­شود. شجریان هم دهه سختی داشته، همه­ اش درگير بوده، چالش داشته و کارگاه آواز تشکیل داده و عجيب اين­كه یک نفر علاقه­ مند آواز هم بلند شده آمده آن­جا، تا رسماً با او یکی به دو کند! همه كمابيش می­دانیم ماجرا را، حالا اين­كه درست نمي­توان حرف اين شخص را فهميد كه مي­گويد: من آمده ­ام كلاس، تا شما را به چالش بکشم استاد» به كنار، اما شجريان دائماً اين طرف و آن طرف، مدعی پیدا کرده. به راستي چرا خسرو خوبان تبدیل شد به یک مجموعه جمع ­آوری شده؛ آن­هم با این بضاعت شما و در این سن استاد و این­که شما خود آوازخوان هستید و آدمی نیستید که با مسائل موسیقی و آواز ایرانی آشنا نباشید؟

در واقع پژوهش و تحلیل موسیقی بخشی از كاری است که ما انجام می­دهیم. من كار كردن در آن بخش را بسیار سخت می­دانم و شاید نتوانم خودم را در آن جایگاه حساب کنم که بتوانم موسیقی ایرانی را تحلیل و در واقع نقد کنم. نوع کار من درباره استاد شجریان با آنچه شما می­فرمایید متفاوت است. من تصمیم نداشتم که یک کتاب تحلیلی یا نقدآميز درباره شجریان بنویسم. نقد، مقوله­ای جداست. مي­خواستم با این کار از زحمات پنجاه ساله شجریان در عرصه موسیقی و آواز سنتی تقدیر کنم و رسم بر اين است كه اگر از کسی تقدیر می­کنید باید از خوبی های او بگویید، نه ایرادها و اشکالات کارش. شاید در جایی دیگر مقاله ­ای بنویسم و از ایشان انتقادي هم بکنم، ولی در خسرو خوبان فقط زیبایی­های کار شجریان را ديده ­ام و بس.

اما ترديدي نيست كه ما بيش از ستايش­نامه­ نويسي و تقدير و تجليل كه آن هم در جاي خود بسيار ضروري است، نياز به نقد و واشكافي پديده­ ها داريم و اصولاً نقد و شناخت درست و دقيق بزرگان بيشتر به ماندگاري نام و آثار آن­ها كمك مي­كند.

ببینید، وقتی شما یک کار پژوهشی انجام می­دهيد، در هر صورت نیازی نیست که به آن هنرمند مراجعه کنید، بلكه براساس اندیشه، فکر و مطالعاتی که دارید، و نيز براساس ميزان اشرافی که بر هنری که در آن زمینه کار می­کنید دارید، می ­آیید یک­سري نقدهایی انجام می­دهید یا مصاحبه ­هایی با دیگران می­كنید یا خودتان مقاله بلندی راجع به موضوع می­نویسید و اصلاً ممكن است موسیقی را نقد ­کنید. در موسیقی، هنرمندي را به چالش می­کشید يا به قول آن آقایی که گفتند اصلاً نقدش می­کنید، می­شکنیدش، این هنرمند که بوده، از کجا آمده، چه جوری است، تا چه اندازه کار کرده يا نکرده، همان طور که اشاره کردم اصلاً این بحثش جداست. شما وقتی برای بزرگداشت یا به پاس زحمات چندین ساله یک هنرمند کاری را انجام دهید معمولاً از مواد، ابزار و چیزهای مثبت بیشتر سود می­برید و استفاده می­کنید. علاقه­مندان شجریان هم دوست دارند که در مثلاً این کتاب، تعریف­ها و ستایش­نامه­هایش را بخوانند. در عصری که ما به سر مي­بریم اساتید زیادی هستند، ولي شجریان هم واقعاً زحمات زیادی برای آواز ایران کشیده، یعنی ساعت­های طولانی موسیقی ضبط کرده است. فکر نمي­کنم هیچ­کس به اندازه شجریان اين­قدر ضبط موسیقی یا کنسرت داشته باشد. او یک حد نصاب بی نظیر در ضبط موسیقی و اجراهای زنده در تاریخ موسیقی ایران دارد. با وجود اين، متأسفانه كسي نتوانسته كارهاي ريشه ­اي انجام دهد، يعني يك تحليل­گر زبردست نداريم. همين نقدهاي موسيقي كه الآن توي رومه ­ها مي­خوانيم، چندان قوي نيست. يعني اين­ طور كه بيايند و يك ايده­ اي بدهند و نظريه ­اي را مطرح كنند نيست. به جز معدود اساتيدي كه پا توي سن گذاشته ­اند در بين جوان­ها خيلي كم مي­بينم كه خوب بنويسند.

شايد به اين خاطر است كه ما در حال حاضر موسيقي آن­چناني­ اي نداريم، همه چيز دچار ركود شده است. فقط به عنوان يك ميراث تاريخي و فرهنگي، يك موسيقي­ اي داريم ولي نتوانسته­ايم از آن به خوبي استفاده كنيم.

بله، به علاوه، به هيچ عنوان من يك آدم قوي در مقابل شجريان نمي­بينم.

در آواز و موسيقي يا نقد؟

فرقي نمي­كند، در هيچ ­يك از اين عرصه­ ها. به هر حال استاداني مثل آقاي لطفي هستند كه مقالاتي در كتاب سال شيدا منتشر کرده­ اند. آقاي حسين علي­زاده هم گفت و گوهاي خوبي دارند، نظریه های خوبی دارند و ناگفته نماند زنده­ ياد پرويز مشکاتیان هم موسیقیدان توانایی بود که نظریه های او در موسیقی نشان از توان­مندی­ اش در علم موسیقی داشت. یا در میان پژوهشگران، محققانی چون شما یا جناب آقای میرعلی­نقی، آقای سلطانی، جناب مختاباد یا جناب شهرنازدار و هنرمند پرتلاشی چون محمد رضا درویشی و بسیاری دیگر از اساتید موسیقی حضور دارند، ولي در بين كساني كه صرفاً پژوهشگر موسيقي ـ و نه خواننده يا نوازنده ـ هستند، كار قدرتمندي نديده­ ام يا برنخورده­ ام يا كمتر ديده­ ام.

البته جامعه و فضاي موجود هم امكان رشد به چنين افرادي نمي­دهد و موسيقي نيز تابعي از ديگر اركان فرهنگي ماست.

دقيقاً.

نكتة پایاني؟

"کماندار زرین دست"عنوان كتاب جديدم در موسيقي است كه پنجمین کار موسیقایی من است. این کار مربوط به زندگی و آثار هنرمند فقید زنده یاد حبیب الله بدیعی است، که تاکنون کاری درباره ایشان منتشر نشده است. بدیعی از چهره­ های جاودانه موسیقی ماست که سبک منحصر به فردی در نوازندگی ویولن دارد. او همچنین آهنگسازی زبردست بوده و به­ حق آثار فاخری از خود به جا گذاشته است. در این اثر ضمن معرفی زندگی و آثار بدیعی، گفتارهایی از هنرمندان بزرگ کشور در مورد استاد حبیب الله بدیعی و نيز متن 52 ترانه از کارهای ايشان آمده است. در حوزه متون کهن نيز کاری از من زیر چاپ است با عنوان "ناز و نیاز". این منظومه زیبای عاشقانه، اثر میرزا محمد طاهر وحید قزوینی از شعرای مشهور سده یازده و اوائل قرن دوازده است. من این منظومه تمثیلی را بر اساس سه نسخه خطی کتابخانه مجلس و سپهسالار تصحیح و مقابله کرده ­ام و به زودی از سوی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی منتشر می­شود.

15 تیر 1389

وبلاگ "علی شیرازی آوا"

گفت و شنود علي شيرازي با مهران حبیبی نژاد دربارة كتاب آخرش

شروین سلیمانی: آهنگ بنان و شجریان بگذارید

یه ژاپنیه یه ایرانیو میبره کنسرتشون

100 هنر: نمایشگاه نقاشی‌خط و خوشنویسی «بخوان ای خسرو آواز ایران»

هم ,كه ,شجریان ,استاد ,كتاب ,کار ,خسرو خوبان ,لطیفه نهانی ,استاد شجریان ,این کتاب ,این کار ,تاریخ سینمای ایران

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها